گنجور

 
نورس دماوندی

بر عارض تو زلف دوتا موج می‌زند

یا سنبل بهشت صفا موج می‌زند

تا کعبه از حجاب حریم تو آب شد

مانند چشمه قبله‌نما موج می‌زند

فهمیده‌ام مطلع دیوان ناز را

از چین ابروی تو ادا موج می‌زند

چندان که ضبط ناله و فریاد می‌کنیم

خون صبوری از مژه‌ها موج می‌زند

آشفتهٔ نظارهٔ ما سنبل خطت

چون سبزهٔ چمن ز صبا موج می‌زند

دور از سواد کوی تو چون پرده‌های چشم

هفت آسمان ز گریهٔ ما موج می‌زند

نورس چو فیض عالم بالا سرشک من

تا خاک آستان رضا موج می‌زند

 
 
گوهر
صائب

زیر سپهر دست دعا موج می زند

در خانه کریم گدا موج می زند

غفلت نگر که پشت به محراب کرده ایم

در کشوری که قبله نما موج می زند

آفاق را تردد خاطر گرفته است

[...]

نورس دماوندی

گرداب غبغبش ز صفا موج می زند

طوفان چشمش از مژه ها موج می زند

دل می طپد ز شوخی مدّ نگاه او

شبنم به اختلاط هوا موج می زند

از بس که مشک آب شد از شرم خط او

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه