گنجور

 
نورس دماوندی

بر عارض تو زلف دوتا موج می زند

یا سنبل بهشت صفا موج می زند

تا کعبه از حجاب حریم تو آب شد

مانند چشمه قبله نما موج می زند

فهمیده ام مطلع دیوان ناز را

ازچین ابروی تو ادا موج می زند

چندان که ضبط ناله و فریاد می کنیم

خون صبوری از مژه ها موج می زند

آشفته ی نظاره ی ما سنبل خطت

چون سبزه ی چمن ز صبا موج می زند

دور از سواد کوی تو چون پرده های چشم

هفت آسمان ز گریه ی ما موج می زند

نورس چو فیض عالم بالا سرشک من

تا خاک آستان رضا موج می زند