گنجور

 
نورس دماوندی

از لبم تا موج خیز ناله دریا بار شد

هر حبابش چون جرس هر موج موسیقار شد

سیل بودم دایم از پست و بلندم ناله بود

بحر گشتم جمله ناهموارها هموار شد

طره ی میگون تر سایی اسیر کرده است

طرفه دامی در رهم این آتشین زنار شد

عکس یاقوت لبش در شعله می پیچد مرا

پرتو این باده بر من ابر آتشبار شد

بس که دارد کوه تمکینش گران خاطر مرا

بیستون از سایه ی من بازمین هموار شد

شعله ی حسن تو شد تا پرتو افکن در دلم

لوح خاک از نقش پای من تجلی زار شد

می شود گوهر گران قیمت چو افزاید به وزن

هر که از تمکین سبکبار است بی مقدار شد

این رقم نقش است بر لوح جبین کوهسار

از بزرگان هر که بر خود چید ناهموار شد

نورس از انشای این رنگین غزل چون لعل یار

کلک اعجاز آفرینت باز گوهر بار شد

 
 
گوهر
سوزنی سمرقندی

شیدگانی سهمگین کولنگ و بی هنجار شد

بر ره هموار او خس رست و ناهموار شد

وان دهان کز کوچکی نقطه پرگار بود

از فراخی باز همچون دایره پرگار شد

زلف مشک افشان او بر ماه چون زنجیر بود

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
جمال‌الدین عبدالرزاق

این جهان میسوخت تا از زخم تیغ افگار شد

وان سگی میکرد تا از بیلکی مردار شد

ای بسا تن کوزدست خویشتن در خاک خفت

وی بسا سر کوبپای خویشتن بردار شد

ْآنکه چشمی پر گهر از گریه چونپیکاننمود

با دهانی پر ز خون از خنده چون سوفار شد

[...]

سیف فرغانی

فتنه خفته ز چشم مست تو بیدار شد

خاصه آن ساعت که زلفت نیز با او یار شد

در شب هجرت ببینم روز وصلت را بخواب

گر تواند بخت خواب آلود من بیدار شد

روزگاری ناکشیده محنت هجران تو

[...]

خیالی بخارایی

تا به سودای تو دل را عشق و همّت یار شد

نقد جان بر کف نهاد و بر سر بازار شد

ما ز دام خویشتن بینی به کلّی رسته ایم

وای بر مرغی که صید حلقهٔ پندار شد

از گلستان جمالت اهل معنی را چه سود

[...]

اهلی شیرازی

بهر خونریز من از خواب صبوی یار شد

ساقیا می ده که بخت خفته ام بیدار شد

یوسف مصری یکی هم از خریداران تست

او نه بهر خود فروشی بر سر بازار شد

کفر زلفت در دلم از بسکه قلاب افکند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه