فرنگی نرگسی دارد مرا دیوانه در صحرا
که ریزد جلوهی اورنگ صد بتخانه در صحرا
به چشمم سایهی گل کاکل آشفته میآمد
چو زد بر سنبل آن شمشاد بالا شانه در صحرا
ز بس رفتار او را حکم کیفیت بود جاری
ز نقش پای او پر میکنم پیمانه در صحرا
نگارین نو بهار من چو شمع جلوه افروزد
ز برگ گل کند انشا پر پروانه در صحرا
چو دارم ته نشان داغ، جامی از دل پر خون
به یاد لالهرویان میکشم پیمانه در صحرا
شود هر گردبادش آتشین فواره از آهم
چو خون شعله جوشد از دل دیوانه در صحرا
به نخجیر دل نورس مهیا کرده گل دامی
ز موج پیچ و تاب زلف صیّادانه در صحرا


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.