آمد ز روی مهر مه من به خواب من
امشب گرفته گرم مرا آفتاب من
چون حلقه های سلسله ی زلف بسته است
موی میان او کمر پیچ و تاب من
شب گرم جستجوی تو با فوج اشک و آه
زد قطره ها طپیدن دل در رکاب من
گلزار چهره سیب ذقن لعل آبدار
باغ و بهار من مزه ی من شراب من
زد آتشی به دل غم عشقش که بی سخن
سوزد زبان شعله ز حرف کباب من
چون نبض می طپد رگ جوهر در آینه
دور از تو از ملاحظه ی اضطراب من
طالع شود ز مطلع طبعش صد آفتاب
هر کس کند مطالعه نورس کتاب من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، عشق و اشتیاق خود را به معشوق بیان میکند و از احساسات عمیقش وقتی که او به خوابش میآید، میگوید. او به زیباییهای ظاهری معشوق اشاره کرده و از زلف و چهرهاش توصیف میکند. در دل او شوق و ناراحتی وجود دارد که ناشی از دوری معشوق است و بیانگر تأثیر عاطفی این عشق بر زندگیاش میباشد. همچنین، شاعر از روشنی و آفتابی که عشق او در دنیایش میآفریند، سخن میگوید و میخواهد که دیگران نیز به زیباییهای عشق او پی ببرند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در بیخودی گذشت زمان شباب من
شد پرده دار دولت بیدار خواب من
نگذاشت آب در جگرم عشق خانه سوز
بی اشک شد ز تندی آتش کباب من
نسبت به شور من رگ خوابی است گردباد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.