گنجور

 
نورس دماوندی

چهره ی معنی گشاید کلک سحر آثار من

معنی اعجاز صورت بسته از گفتار من

نخل بند ترک و تجریدم چو نرگس در چمن

شدگل شب بوی بالین دیده ی بیدار من

غنچه یاد لبش چون وا شود در خاطرم

دارد از آب بقا شبنم گل دستار من

خاطر ویرانم آباد از بهار خط اوست

نکهت گل از سبک روحی شود معمار من

تاخت می آرد به دارالمرز چاک سینه ام

ترکمانی کرده ناز نرگس دلدار من

دور می گردد به جای آب در چشم گهر

سایه گر افتد به بحر از آه آتش بار من

همچو نی تاثیر دارد ناله ام در آستین

هیچ فرقی نیست از گفتار تا کردار من

می کند احیای هر افسرده فکر تازه ام

شد هم آواز دم عیسی لب گفتار من

بس که مهر از طینتم چون صبح در نشو و نماست

از زوال ایمن بود در روزگار آثار من

گوهر تاج حقیقت از خیالم گل کند

رفرف معراج گردد موج دریا بار من

بس که نورس چون غم خود جرم دارم بی حساب

عقده ی دل شد به کف تسبیح و استغفار من

 
 
گوهر
کمال‌الدین اسماعیل

مجلس سامیّ مجد الدّینی ای کان هنر

چونی از رنج و صداع و زحمت بسیار من

چون ز من هرگز ندید آزار طبع نازکت

بی سبب شاید که جوید طبع تو ازار من؟

تو به دفع کار من مشغول و من فارغ که خود

[...]

مولانا

هر چه آن سرخوش کند بویی بود از یار من

هر چه دل واله کند آن پرتو دلدار من

خاک را و خاکیان را این همه جوشش ز چیست

ریخت بر روی زمین یک جرعه از خمار من

هر که را افسرده دیدی عاشق کار خود است

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
اوحدی مراغه‌ای

چون مرا غمناک بیند شاد گردد یار من

زان سبب شادی نمی‌گردد به گرد کار من

اشک چشمم سر دل یک یک به رخ‌ها بر نبشت

گوییا با اشک بیرون می‌رود اسرار من

رخت ازین شهرم به صحرا برد می‌باید که شب

[...]

محتشم کاشانی

بت پرستی را شعار خود کنم تا یار من

از خدای خود نترسد چون کند آزار من

سر ز تقوی پا ز مسجد دست از طاعت کشم

تا شود آن نامسلمان راضی از اطوار من

کوشم اندر معصیت چندان که گردم کشتنی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از محتشم کاشانی
صائب

چون زند موج حلاوت کلک شکر بار من

پسته خندان شود لب بسته از گفتار من

دامن فکر من است از دامن گل پاکتر

چشم شبنم می پرد در حسرت گلزار من

چون صدف دریادلان را باز می ماند دهن

[...]

مشاهدهٔ ۸ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه