گنجور

 
نورس دماوندی

گره از جبهه واکن لب به حرف آشنا بگشا

گشاد ابرو تر از گل غنچه‌ی مشکل‌گشا بگشا

زند موج لطافت جدول چاک گریبانت

بیا طوفان کن ای گل پیرهن بند قبا بگشا

مبادا بر دلی آئینه‌ی حسنت گران آمد

برای خاطر من عقده از زلف دو تا بگشا

شهیدان امیدم را به یک نظّاره احیا کن

بخندان غنچه‌ی دل نرگس از خواب حیا بگشا

چرا باید که بار خاطر نازک خیالان شد

به مویی بسته‌ام دل از کمر تیغ جفا بگشا

نگه چون شاخ نرگس گل کند از دیدن چشمت

درِ باغ نظر از یک نگه بر روی ما بگشا

به خود بالد شکفتن غنچه را محو تبسم کن

چو صبح از خنده یک دم دفتر مهر و وفا بگشا

معمای دهانت جز مکیدن حل نمی‌سازد

بیا این عقده از کار دل ای شیرین ادا بگشا

نگارستان چین در دیده از یک جلوه انشا کن

رخ کار بهار از خانه‌ی مژگان ما بگشا

بر اندامت عرق گل کرده است از آتش داغم

به پهلویم نشستی سوختم بند قبا بگشا

به جز گرد تو گردیدن ندارد مطلبی نورس

ز روی دل به روی او درِ صد مدعا بگشا

 
 
گوهر
صائب

به دل های پر از خون حرف آن زلف دو تا بگشا

سر این نافه را پیش غزالان ختا بگشا

ندارد طاقت بند گران بال پریزادان

بر آن اندام نازک رحم کن، بند قبا بگشا

نمی گنجد نسیم مصر در پیراهن از شادی

[...]

سیدای نسفی

در آغوشم چو می‌آیی میان بهر خدا بگشا

گره از کار من تا وا شد بند قبا بگشا

متاع خویش نتوان کرد پنهان از خریداران

دکان رنگ و بو ای غنچه در پیش صبا بگشا

مکن کوتاه دامان کرم از دست محتاجان

[...]

مشتاق اصفهانی

چه شد گاهی به حرفی آن دو لعل دلگشا بگشا

اگر از بهر ما نگشایی از بهر خدا بگشا

ز پهلوی تو عمری شد گشادی آرزو دارم

اگر خواهی که بگشاید دلم بند قبا بگشا

نخواهم رفت جایی، مرغ دست‌آموز صیادم

[...]

حزین لاهیجی

بیا مستانه چاک پیرهن پیش صبا بگشا

در فیضی به روی دیده های آشنا بگشا

ز ترک التفاتت، کام زهر آلوده ای دارم

به دلجویی زبان غمزهٔ شیرین ادا، بگشا

هوا تا عطسه در مغز غزالان ختن ریزد

[...]

حکیم سبزواری

الهی بر دلم ابواب تسلیم و رضا بگشا

بروی ما، دری از زحمت بی منتها بگشا

رهی ما را بسوی کعبهٔ صدق و صفا بنما

دری ما را بصوب گلشن فقر و فنا بگشا

ببسط وجه و اطلاق جبین اهل تسلیمت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه