در دلم تا شهپر شاهین عشقش باز شد
طایر عنقا رم صبرم پری پرواز شد
بی بهار جلوه ی طاووس حسنش در چمن
شاخ گل گنجشک دل را جنگل شهباز شد
چون سپند از شعله ی جانسوزعشقش در نظر
دانه های لعلی اشکم شرر پرداز شد
بی تو از افغان دل امشب به چشم خون فشان
همچو موسیقار مژگانم نوا پرداز شد
تا قناعت چشم حرص از عرض نعمت سیر کرد
در گلوی شکوه شکرم سرمه ی آواز شد
صد رد زخم از کلید بوسه ی شمشیر رشک
بر دل خصم ازعیار جوهر من باز شد
جوش لخت دل زند مژگانم از موج سرشک
طفل اشکم نورس از غم خانمان پرداز شد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق عمیق و سوزان خود نسبت به معشوق میپردازد و جلوههای زیبایی او را به تصویر میکشد. او از درد فراق و اشکهایی سخن میگوید که ناشی از این عشق است و حتی اشک او را به عنوان یک نوازنده توصیف میکند که دلنوازی میکند. عشق معشوق به قدری عمیق و جانسوز است که تأثیر آن بر دل شاعر محسوس است و در این میان، احساساتش نسبت به معشوق به زیبایی توصیف شده است. شاعر از زخمهای ناشی از عشق و چالشهایی که در این مسیر دارد نیز سخن میگوید و در نهایت، تصویری از لطافت و غم را به تصویر میکشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حسن خط با حسن خلق و مردمی انباز شد
رفته رفته آخر حسنش به از آغاز شد
حرفی از گیرایی مژگان او کردم رقم
نامه بر بال کبوتر چنگل شهباز شد
بلبل ما گر چنین گرم نواسنجی شود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.