بس که بر مردم فریبی ها مدار چشم توست
همچو مژگان در دل من خار خار چشم توست
آرزو را سیر چشم از هر تمنا کرده است
مد احسان سرمه ی دنباله دار چشم توست
تا زسحرش در طلسم اضطراب افتاده ایم
گر کشی تصویر ما را بی قرار چشم توست
نیست تنها دیده و دل در غبار تیرگی
روزگار من به رنگ سرمه تار چشم توست
خون ما در طرفه العینی به ناحق ریختن
چشم اگر از حق نمی پوشند کار چشم توست
درد این مینا مرا کیفیت صافی دهد
مستی سرشار نورس از خمار چشم توست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.