چین زلفش چو مشکبار شود
بوی گل عطسه ی بهار شود
هر شب از یاد ماه سیمایی
موج اشکم فلک سوار شود
یک قلم دیده از سواد خطش
رشک مجموعه ی بهار شود
آب آیینه را ز مژگانش
موج جوهر زبان مار شود
بیند آتش چو سوز گریه ی من
شعله مژگان اشکبار شود
از خیال خط و بهار رخش
دل چمن دیده لاله زار شود
دیده را از نگاه خونخوارش
مژه انگشت زینهار شود
هر نظر در فن دل آزاری
چشمش استاد روزگار شود
در رکابش دود پیاده ی دل
چون به گلگون می سوار شود
نورس از مکیدن لبکش
دلکم مدعا شکار شود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییهای محبوبش میپردازد و از جوانب مختلف آن زیباییها سخن میگوید. زلفهایش بوی خوش بهار را میدهد و یاد سیمایش اشک را به چشمانش میآورد. او با اشاره به خاصیت چشم و نگاه معشوق، بیان میکند که عشقش چقدر عمیق و سوزان است. همچنین، شاعر از احساسات عمیق خود در پیوند با محبوبش سخن میگوید و بیان میکند که دلش چگونه در پی جلب توجه و عشق او به تپش میافتد. در نهایت، شاعری که به شدت تحت تأثیر زیبایی محبوبش قرار دارد، دل خود را با آرزوی وصال به او درگیر کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.