کرده تا چشم ترم انشاء ز مژگان ابر را
میکند در قطره شرم بحر پنهان ابر را
بیتفاوت میکند ریزش کف دریادلان
خار و گل در قسمت فیض است یکسان ابر را
تا سحاب دیدهی من جوش طوفان میزند
مینماید پردههای چشم حیران ابر را
دیده را این ماجرا از ابر روشن تر بُود
داده مژگان ترم تعلیم باران ابر را
در سحاب خطّ مشکین تا چو ماه آن چهرهراست
مدّ آهم کرده رشک باغ ریحان ابر را
چون هوا گرد غبارم از خیال جلوهاش
میکند آئینهی حُسن گلستان ابر را
آستین نورس چو بردارم ز چشم خونفشان
میدهم جولان خس بر روی طوفان ابر را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.