از نوبهار چین جبین شکفته ای
دارم نگار خانه ی چین شفته ای
از عارضت بهشت برین شکفته ای
خال از خط تو نافه ی چین شکفته ای
جوش تبسم تو بهار لطیفه ای
خط لب تو نقش نگین شکفته ای
در جوش نوبهار خط از داغ حسرتیم
چون خال بر لب تو غمین شکفته ای
برخاتم نظاره من چون عقیق اشک
شد غنچه ی لب تو نگین شکفته ای
وا شد دل از بیاض بنا گوش نوخطش
آمد به دست فکر زمین شکفته ای
دل باختم نبرد شکر خند غنچه ای
گل کرده نقش خاک نشین شکفته ای
مه را نمانده است به دل از کَلَف غبار
تا دیده لطف خال جبین شکفته ای
در بر قبای آل چو آن گل سوار شد
دیدم چو لاله خانه ی زمین شکفته ای
هر چند همچو شام محرم گرفته ام
دارم چو صبح عید جبین شکفته ای
خاشاک از مصاحبت گل شکفته است
ای کاش می شدیم قرین شکفته ای
در پرده ی همند بهار خزان ما
چو نخل ماتمیم حزین شکفته ای
نورس بهار کرده گل زخم و داغ دل
داریم شاهد نمکین شکفته ای


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.