در هر نفس چو ناله به ما هم نفس تویی
فریاد کرده ایم که فریاد رس تویی
در سر مرا هوای محیط است چون حباب
در پرده بی حجاب مرا هم نفس تویی
بر زخم نقش خانه ی نقاش مرحمت
صورت نیافت کار از من کس که کس تویی
غیر از تو نیست از تو دگر آرزو مرا
گر دارم التماس مرا ملتمس تویی
هر دم دهی چو دست ارادت به دیگری
ای پیر روزگار مرید هوس تویی
پرواز اگر به شهپر توفیقت آرزو است
بشکن قفس که دام تویی و قفس تویی
پیش از بهار میوه ی این باغ می رسد
بر نخل آرزو ثمر پیش رس تویی
شان تو نیست بر سر هستی قدم زدن
بگذار اوج تازی عنقا مگس تویی
تا سینه چاک مطلب آواز گشته ای
هر دم به کاروان تمنا جرس تویی
افکنده است طول امل در به در تو را
در قید نفس شوم چو سگ در مَرَس تویی
تا چند واجبات محبت قضا شود
خودرس به داد نورس اگر دادرس تویی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.