گنجور

 
نورس دماوندی

گل تواند چید دامن دامن از شاخ امید

هر که با شاخ گلی ساغر کشد در پای بید

از هوس بر منظر خوبان نبیند اهل دید

بوالهوس در چشم بینش میل بی دردی کشید

روز بینایی سیه شد بر نظر بازان مگر

مشق نابینایی از مد نظر بازی رسید

سخت تر شد عقده ی تقدیر از تدبیر ما

چاره کم کن بسته تر این قفل گردد از کلید

نخل هر باغی به قدر ریشه دارد شاخ و برگ

بال پرواز است پیران را به مقدار مرید

سال دشت و جاده ماه و روز و شب تخت روان

تا شود طی راه عمرم جان به لب خواهد رسید

کی سعادت می فزاید سایه بال هما

سایبان می سازد از بال هما بخت سفید

داد استعداد سحر از هر نگاهی می دهد

می توان گردید از آن چشم سخنگو مستفید

خواب در چشمم نیابد راه را فکر و خیال

هر که در ثواب و خیال آن لعل می گون را مکید

بایدش پیچید در محشر چو طومار حساب

بیشتر بر خویش هر کس در بساط دهر چید

بهر جاه دیگری خوردند خون اهل بیت

لعن ال سعد شد واجب تر از لعن یزید

دیده از نادیدنی ها بس که در خون غوطه زد

بر دلم شد خنده ی زخم نمایان صبح عید

در به در گردند بی دردان که خونم خورده اند

می کند ناسوز زخم دیدنی را بازدید

باید از لقمان شنیدن رمز حکمت بی سخن

باید از نورس شنیدن گر سخن باید شنید

 
 
گوهر
ناصرخسرو

این جهان بی‌وفا را بر گزیدو بد گزید

لاجرم بر دست خویش ار بد گزید او خود گزید

هر که دنیا را به نادانی به برنائی بخورد

خورد حسرت چون به رویش باد پیری بروزید

گشت بدبخت جهان و شد به نفرین و خزی

[...]

امیر معزی

تا شه عالم به بهروزی و پیروزی رسید

باغ پیروزی شکفت و صبح بهروزی دمید

کرد باید سروران را در چنین روزی نشاط

خورد باید بندگان را در چنین وقتی نبید

فرخ آمد طلعت سلطان برین فرخنده باغ

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
سنایی

میر خوبان را کنون منشور خوبی در رسید

مملکت بر وی سهی شد ملک بر وی آرمید

نامه آن نامه‌ست کاکنون عاشقی خواهد نوشت

پرده آن پرده‌ست کاکنون عاشقی خواهد درید

دلبران را جان همی بر روی او باید فشاند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
سوزنی سمرقندی

عید شد ایام ما ناآمده ایام عید

چون رسید از راه با شاه جهان میرعمید

سعد دین صدری که دیدار همایونش بفال

همچو نام شاه مسعود است و چون بختش سعید

قبله اهل قلم ممدوح مخدومی که هست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
انوری

خسرو از اصطبل معمورت که آن معمور باد

کام‌ور اعمار اسبان شیخ ابوعامر رسید

مرکب میمون ادام الله توفیقه که هست

یادگار نوح پیغمبر که در کشتی کشید

گفتم ای پیر مبارک خیر مقدم مرحبا

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه