از خدنگ ناز جانان زخم پیکان کس ندید
امتیاز این بیشتر را از رگ جان کس ندید
ا زمصاحب های شاه اقبال را حسان کس ندید
روی این چسبانده ها را هرگز افشان کس ندید
از دکانداران نظر سرمایه همت مدار
جرات پرواز از شاهین میزان کس ندید
شد دل دریا کنارم چشم تا بر هم زدم
آنچه من دیدم ز اشک از موج طوفان کس ندید
دیده را ادراک حسنش از لطافت مشکل است
چون بت محجوب من از نازنینان کس ندید
کرده دلها نقطه ی خال لبش زیرو زبر
مور را شور افکن ملک سلیمان کس ندید
در سخای نور چیزی کم نشد از آفتاب
همچو دریا اهل همت را پریشان کس ندید
تازه سازد روح را چون بوسه دشنام لبش
جوهر بی لطفی از آیینه جان کس ندید
جلوه اش چون بادپای عمر دارد زیر زران
شهسوار چابکم را گرد جولان کس ندید
فتنه ی مصر دل آن خال زنخدان دیده ام
در چه غبغب خوف ماه کنعان کس ندید
آشنای بخیه و سوزن نشد چاک دلم
نورس این مستوری از زخم نمایان کس ندید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییها و شگفتیهای معشوق میپردازد و میگوید که هیچکس نتوانسته است زیبایی و ویژگیهای خاص او را به درستی درک کند. او با اشاره به زخمهای ناشی از تیر دلبر، به شدت علاقه و اشتیاقش به او و تأثیر عمیق این عشق بر جانش میپردازد. زیبایی معشوق به حدی است که حتی توصیف آن برای سایرین ناممکن به نظر میرسد و روح او را تازگی و زندگی میبخشد. شاعر همچنین به نوعی حسرت و غم در عشق اشاره میکند که باعث میشود دلش همواره در تلاطم و بیقراری باشد. با استفاده از تصاویری شاعرانه، احساسات عمیق و درونی خود را نسبت به معشوق به تصویر میکشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.