زهی عتاب تو از شربت حیات الذ
به کام ذائقه دشنامت از نبات الذ
تو را شود پر طاووسی از غضب چون رنگ
ز لطف نازش و قهرت به کاینات الذ
لذیذتر جز شکر خند خنده دزدیدن
تغافلت به مراتب ز التفات الذ
سرشته اند در آن آب ورنگ جوهر جان
ز خار گلشن کویت به این جهات الذ
نشانه ای است که میدان کشی برای نیاز
رمیدن تو مرا از ملاطفات الذ
به کعبه ی دلم احرام بستنت اولی
که هست جلوه بتان را به سومنات الذ
هزار معنی نازک از آن توان فهمید
ز بوسه ی تو تبسم به این صفات الذ
چنین که پیرهن تن تو را قلمکارست
به گرم سوت تو طرح محرمات الذ
زیاده است تعلق به خشم و ناز مرا
تعرض تو مرا از توجهات الذ
به نام نورس عاشق ادا معمائیست
خموشی تو ز شیرینی نکات الذ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عتاب و محبت محبوب اشاره میکند و زیباییهای عشق را به تصویر میکشد. او به تضادهای عشق، همچون خشم و ناز، و تأثیرات آنها بر روح و جان اشاره میکند. در عین حال، از نشانهها و جلوههای عشق در وجود محبوب و لزوم توجه به این نشانهها سخن میگوید. شاعر از بوسهها و تبسمهای محبوب، بهعنوان نمادهای عمیق عشق و معنای زندگی یاد میکند و در نهایت به رمز و رازهای پنهان در این عشق اشاره میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.