ای غم اوراد کردهایم تو را
به هم اِسناد کردهایم تو را
بندهی خود چو خواند خود سر من
گفت آزاد کردهایم تو را
بیستون غمی به دل داریم
ناله فرهاد کردهایم تو را
ای دل از ماه طلعتی چون صبح
مهر بنیاد کردهایم تو را
ای سرشک از طراز حسن غمش
بت نوشاد کردهایم تو را
حسن هم با تو در نظر بازی است
طرفه صیاد کردهایم تو را
درس ناز تو خوانده دال از بر
بس که استاد کردهایم تو را
به فنون نظر به شیشهی دل
چو پریزاد کردهایم تو را
ای دل از نقش یاد مژگانش
کِلک بهزاد کردهایم تو را
تا قلم بر قواعدت نکشند
به خط ارشاد کردهایم تو را
سر خطت از شکستگی دادیم
نورس امداد کردهایم تو را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.