حسن از که جام گیرد مست از چه گشت عاشق
عذرا چرا برد دل دل را دهد چه وامق
در حسن از که گل کرد این شیوه های الوان
نظاره را که آموخت ادراک این دقایق
آب بقا که آمیخت با زهر ناز مژگان
در لعل لب که ترکیب کرده است شهد فایق
آثار حسن تا عشق سدی بود خدایی
از گلشن حقیقت گل کرده این شقایق
از نقش می توان دید چون روزگار نقاش
خلق است در حقیقت مرآت حسن خالق
از مصحف الهی دل آیتی است محکم
از منطق تجلی جان حجتی است ناطق
از حق به هیچ صورت چون نگذرد محقق
معلوم بر تو نورس گردیده این حقایق



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بیان زیبایی و شرایط عشق و محبت میپردازد، و در آن به سوالاتی دربارهی منبع زیبایی و عشق اشاره میشود. شاعر از حسن و عشق سخن میگوید و به بررسی ماهیت زیباییهای ظاهری و باطنی میپردازد. او تعبیر میکند که چگونه این زیباییها میتوانند تأثیر عمیق بر دلها بگذارند و عشق را در دل زنده کنند. در این مسیر، شاعر به معرفت و حقیقت، به مثابه نشانههایی از الهی بودن، تأکید میکند و نهایتاً به ظهور حقایق و تجلیات الهی در زندگی اشاره میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.