از شراب لعل ساقی بس که دارم کام خشک
چون خطش سوهان روحم بود هر پیغام خشک
از فروغ لعل جانبخش تو در بزم چمن
آب حیوان می چکد از دیده ی بادام خشک
تشنه ی گفتار تلخش را چو آب زندگی
می شود اکسیر عمر جاودان دشنام خشک
هر که پاس ابروی خویش دارد چون گهر
در محیط از شرم همت تر نسازد کام خشک
در نظر بی باده ی مشکین غمار آلوده را
می شود خمیازه ی زخم نمایان جام خشک
تر زبانی های ما نورس ز فیض صائب است
می تراود نغمه های تر زمن با کام خشک


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.