از شراب لعل ساقی بس که دارم کام خشک
چون خطش سوهان روحم بود هر پیغام خشک
از فروغ لعل جانبخش تو در بزم چمن
آب حیوان می چکد از دیده ی بادام خشک
تشنه ی گفتار تلخش را چو آب زندگی
می شود اکسیر عمر جاودان دشنام خشک
هر که پاس ابروی خویش دارد چون گهر
در محیط از شرم همت تر نسازد کام خشک
در نظر بی باده ی مشکین غمار آلوده را
می شود خمیازه ی زخم نمایان جام خشک
تر زبانی های ما نورس ز فیض صائب است
می تراود نغمه های تر زمن با کام خشک



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تشنگی و کمبود زیبایی سخن میگوید و مینویسد که چگونه روح و جانش از غم و خشکی فراق محبوب رنج میبرد. او از تاثیر شراب لعل و کلام دلانگیز محبوب بر روح تشنهاش میگوید و به تیرهروزی در زندگی بیمحبوب اشاره میکند. زیبایی و ابروی محبوب را به گوهر تشبیه کرده و بر اهمیت حفظ آن در مقابل شرم و حسرت تأکید میکند. در نهایت، شاعر از زندهکردن خاطرات و نغمههای زیبا سخن میگوید و در میان این کمبودها از فیض محبوبش حیات میگیرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نیست صائب بردل من بار، بی برگی چونی
می تراود نغمه های تر ز من با کام خشک
همین شعر » بیت ۶
تر زبانی های ما نورس ز فیض صائب است
می تراود نغمه های تر زمن با کام خشک
نشأه می گرچه نتوان یافتن از جام خشک
گاه کار بوسه تر می کند پیغام خشک
گر به بوسی ترنمی سازی لب خشک مرا
قانعم از لعل سیراب توبا دشنام خشک
مردمی هرگز ز چشم او ندیدم،گر چه من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.