گنجور

 
نورس دماوندی

چندان که آب شد دل من در هوای گل

تر شد هوا ز خنده دندان نمای گل

در موج خیز خنده گل گریه مضمر است

اشک گلاب شرح دهد ماجرای گل

زهر غمم به خون جگر غوطه داده است

خواهم چو موج سبزه که غلطم به پای گل

لبریز شد زباده ی گلرنگ اعتبار

جام جهان نمای دل از خنده های گل

بر صفحه همچون آیینه امروز از صفا

شبنم گشود چهره ی نشو و نمای گل

هر کس به قدر همت خود در حکایتی است

گل می کند ثنای تو بلبل ثنای گل

شرمت کشد زچهره گل تاگلاب رنگ

در دست پر نگار تو خالی است جای گل

بینم چو هم پیاله ی لعل تو غنچه را

جوشم به رنگ سبزه ی مینای به پای گل

هم پایگی به رنگ تو دارد چو بوی گل

افتاده ام چو سایه ی گل در قفای گل

حرفی است در لباس که می گویم از بهار

باشد بنفش پای تو چسبان قبای گل

نورس به یاد گرد ره آن سوار حسن

پیچیده ام چو نکهت گل در هوای گل

 
 
 
ادیب صابر

بلبل گشاده کرد زبان بر ثنای گل

معشوق بلبل است رخ دلگشای گل

هر شب ز شام تا به سحر ساحری کنیم

من در ثنای بلبل و او در ثنای گل

معزول گشت ساقی و منسوخ شد سماع

[...]

حکیم نزاری

بلبل ز شاخِ سرو چو بر زد نوایِ گل

بر دست گیر باده و بنشین به پایِ گل

نوروز کنجِ خانه گرفتن دریغِ می

پهلوی خار حیفِ عظیم است جایِ گل

فرهاد خوانده ای که چه کرد از هوایِ دل

[...]

جلال عضد

تا بر چمن فتاد فروغ لقای گل

سر می نهد بنفشه غمگین به پای گل

اسیر شهرستانی

لبریز خنده است چمن از هوای گل

می خور که پایتخت نشاط است پای گل

دیوانه را هوای جنون باغ دلگشاست

گرید به جای باده و خندد به جای گل

هر جا که هست در نظرم جلوه می کند

[...]

حزین لاهیجی

بر سر زدیم لالهٔ داغی به جای گل

داریم گریه ای که بود خونبهای گل

ما و سرود ناله درد آشنای خوبش

تا کی رسد به خاطر دیر آشنای گل

الفت به ساده لوحی ما خنده می زند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه