گنجور

 
نورس دماوندی

جرات ما دور باش جوشن و مغفر نداشت

دولت ما منت بال هما بر سر نداشت

طایر ما بیضه ی افلاک زیر پرنداشت

این سمندر هیچ اقبالی به خاکستر نداشت

هر شرر کی رهزن پروانه ی همت شود

آنچه ما داریم در دل طور در مجمر نداشت

تشنه لب سر می کند راه بیابان فنا

هر که آب از چشمه ی تیغ شهادت برنداشت

جای خون اخگر زچاک سینه ام ریزد به خاک

مهر در دل یک شرر آن آتشین خنجر نداشت

ساختم فواره ی سیماب در چنگش سنان

جوهر تیغ آزمایی خصم بدگوهر نداشت

اشک می شوید ز رخسار دلم گرد ملال

هرگز این آیینه غیر از آب روشنگر نداشت

آن بهشتی رو که ما را تشنه ی دیدار کرد

آبروی خاک پایش چشمه ی کوثر نداشت

هر دو عالم شد خراب گردش آن چشم مست

این شراب فتنه دور چرخ در ساغر نداشت

نورس از دل تیر مژگانش سبک جولان گذشت

این چنین زخم جفا تیغ گران لنگر نداشت

 
 
گوهر
نظیری نیشابوری

جز محبت، هرچه بردم سود در محشر نداشت

دین و دانش عرض کردم کس به چیزی برنداشت

هر عمل را اجر سنجیدند در میزان حشر

قیمت چشم پرآبم چشمه کوثر نداشت

از دلم در عشق سوزی ماند و از جان شعله‌ای

[...]

کلیم

زین چمن عاشق ز نخل عیش هرگز برنداشت

غیر زخم خونچکان هرگز گلی بر سر نداشت

عاقبت مکتوب ما را سوی او پروانه برد

تاب سوز نامه ام بال و پر دیگر نداشت

بیقراری بین که بعد از سوختن همچون سپند

[...]

صائب

آن لب نو خط غباری از دل ما برنداشت

آب خضر از دل سیاهی فکر اسکندر نداشت

خانمان سوزست برق بی نیازیهای حسن

ورنه آن آیینه رو حاجت به خاکستر نداشت

از بیابانی که سالم برد بیدردی مرا

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
قدسی مشهدی

شب دل ناشکر من آرام با خنجر نداشت

سینه صد پیکان چشید و دست از افغان برنداشت

تهمتی بود این که گفتم آتش دل مرده است

کز دلم برخاست آه و رنگ خاکستر نداشت

بر سر نظّاره روی تو بر من ناز کرد

[...]

فیاض لاهیجی

در غضب رفتی و دل دوش از تو کامی برنداشت

کس به غیر از ساغر می لب ز لعلت تر نداشت

در ادای درد دل، چندان که امشب پیش یار

همچو اشک از پوست بیرون آمدم باور نداشت

کشت آخر آسمان ما را به صد افسردگی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه