گنجور

 
نورس دماوندی

چو منظور من آن رخساره ی پر نور می گردد

به چشمم خار مژگان رشک شمع طور می گردد

چنین در حسن اگر پیچد جهان را جلوه نازش

در این گلزار هر برگی نقاب حور می گردد

جراحت های دل از انبساط خاطرم باشد

که از داغ شکفتن زخم گل ناسور می گردد

فزاید بر خمارم گر زگردون جام می سازم

مرا تارج هوش آن نرگس مخمور می گردد

تبسم غنچه را چون برق بنیاد است دانستم

که ویرانی به گرد خاطر معمور می گردد

چنین کز تیغ گرمی ها ی یاران خسته شد جانم

به زخمم سرد مهری مرهم کافور می گردد

بود ملک سلیمان مرا از وسعت مشرب

جهان گر تنگ تر بر من زچشم مور می گردد

اگر از شورش سودای او نورس به جوش آیم

کف دریای من مغز سر منصور می گردد

 
 
گوهر
صائب

سر هر کس که گرم از باده منصور می گردد

به چشمش چوب خشک دار نخل طور می گردد

سر دارالامان نیستی گردم، که هر موری

در آن مهمانسرا همکاسه فغفور می گردد

چه خواهد شد من افتاده را از خاک برداری؟

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
فیاض لاهیجی

ز من دور آن پری پیکر به صد دستور می‌گردد

به دل نزدیک‌تر از جان به ظاهر دور می‌گردد

برای زخم تیرش سینة بی‌طالعی دارم

که گر الماس ریزم مرهم کافور می‌گردد

نگاه ما چه سربازی تواند کرد در کویش

[...]

جویای تبریزی

دل از عشق مجازی کی مرا مسرور می‌گردد

که این پروانه دایم گرد شمع طور می‌گردد

گزند از پهلوی خود می‌رسد ارباب خواهش را

دل از جوش هوس‌ها خانهٔ زنبور می‌گردد

نباشی از نمک‌پرورده‌ات هم روز بد ایمن

[...]

حزین لاهیجی

نمی دانم چه سودا در سر مخمور می گردد

که داغم از نگاه تنگ چشمان شور می گردد

اگر یابد کسی از وسعت آباد دل، آگاهی

به چشمش دامن صحرای امکان گور می گردد

چه شهد است این که در زیر نگاه، ای رخنه گر داری؟

[...]

سعیدا

چه شور است این که بر گرد سر مخمور می‌گردد

که جان کندن به تلخی در مذاقم شور می‌گردد

تو را کاکل به گرد سر چرا پیچیده می‌دانی

خیال خودپرستی بر سر مغرور می‌گردد

نمی‌دانم چه خوی است این بت وحشی‌مزاجم را

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه