هر که از روشندلی داد ادا فهمی دهد
شاهد لفظ مرا آیینه می معنی دهد
بس که مجنون نگاه خوش خرامی گشته ام
گرد راهم یادی از نظاره ی لیلی دهد
آن بهشتی رو که من دارم خیال سنبلش
پیچ و تابم را قماش طره ی حوری دهد
تیرگی آیینه را منظور روشنگر کند
کار ما را صورت آخر بی سرانجامی دهد
نورس از پر کاری تصویر این سحر حلال
خانه ی معنی نگارت خجلت مانی دهد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به نمایشی از عشق و زیباییاش میپردازد. او بیان میکند که هرکه با روشندلی سخن میگوید، میتواند معنا را از واژهها استخراج کند. عشق او به معشوقش مانند مجنونی است که در پی نظارهٔ لیلی است و خیالهای خوش او را به وجد میآورد. او با اشاره به بهشت و زیبایی معشوقش، احساسات عمیق و پیچوخمهای قلبیاش را توصیف میکند و در نهایت، اشاره به این دارد که کار آنها به تحقق نمیرسد و همچنان در تمنای زیبایی باقی میمانند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر نبیند سوی من ساقی چه سود ار می دهد
نشاء نظاره آن چشم را می کی دهد
چشم مستش هر دمم مست از نگاهی می کند
مست چون ساقی شود پیمانه پی در پی دهد
مدتی شد کز ضمیرش رفته ام دشمن کجاست
[...]
دوش ساقی پیشم آمد تاکه جام می دهد
گفتم ار خواهی که من نوشم بگو تا وی دهد
می حرام آمد ولی درکیش من گردد حلال
جام می گیردچووی من هی خورم او هی دهد
نائی امشب وه چه خوش از روی معنی نی زند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.