سلطنت نفس بهیمی را مسخر کردن است
همت سرشار ترک افسر زر کردن است
شورش افکندن به جان از رستخیر آرزو
خاطر آسوده را صحرای محشر کردن است
چون بهار از فیض لاف نشأهی همت زدن
دست سائل را چو گل پیمانهی زر کردن است
بردن مضمون و دادن پیش اهل بخیه عرض
جامهی دزدیده را از جهل در برکردن است
ساقی بزمی که من دارم چو دور روزگار
خون به دلها کردن او را می به ساغر کردن است
محو غفلت را مثالآموز آگاهی شدن
طوطی تصویر را نورس سخنور کردن است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف چالشها و تجربههای انسانی میپردازد و بر اهمیت اراده و همت تأکید میکند. او به این نکته اشاره دارد که تسلط بر نفس و خواستهها نیازمند تلاش و مقاومت است و آزادی از غفلت و جهل، میسر نمیشود مگر با آگاهی و خودسازی. همچنین، او از نمادهایی چون ساقی و گل برای نمایش مفاهیم زندگی و عشق بهره میگیرد و میخواهد مخاطب را به جستوجوی حقیقت در درون خود دعوت کند. در نهایت، شاعر سعی دارد تا با تصاویر زیبا و مفهومی، روح انسان را به بیداری و هوشیاری بکشاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جان نثار یار کردن خاک را زر کردن است
قطره ناچیز را دریای گوهر کردن است
خوابگاه مرگ را هموار بر خود ساختن
در زمان زندگی از خاک بستر کردن است
در جهان آب و گل رنگ اقامت ریختن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.