زد ابلق آن نگاه سفید و سیاه و سرخ
موجی زد این بهار سفید و سیاه و سرخ
از شرم خط یار که از رحمت آیتی است
مصحف شد آشکار سفید و سیاه و سرخ
از سیم اشک و چهره زرین و فلس داغ
دارم پی نثار سفید و سیاه و سرخ
خیزد ز فیض لعل و بناگوش و خط یار
از خاک من غبار سفید و سیاه و سرخ
نورس هزار نقش زند بیشتر بر آب
تا کف کند نگار سفید و سیاه و سرخ


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دستت از نگار سفید و سیاه و سرخ
وی چشمت از خمار سفید و سیاه و سرخ
از برگ و از سپاری و از رنگ چونه شد
دندان آن نگار سفید و سیاه و سرخ
رفتی و در فراق تو چشمم ز گریه گشت
[...]
شد باغ از بهار، سفید و سیاه و سرخ
مرغان شاخسار، سفید و سیاه و سرخ
دارم ز گریه در ره شوق تو دیده ای
چون ابر نوبهار، سفید و سیاه و سرخ
صد رنگ موج جلوه درین بحر می کند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.