گل فرو ز جلوه تا آن عنبرین کاکل شود
از تماشای رخش نظاره شاخ گل شود
بر دلم تا پرتو اندازد خیال کاکلش
چون نفس در سینه آهم دسته ی سنبل شود
قبض ها آماده بسط است در گلزار دهر
هر گره در کار ما چون غنچه آخر گل شود
دلبران را شور عاشق باعث آشفتگی است
گل پریشان روز گار از ناله ی بلبل شود
پیکرم را پرتو حسنت چو بزم آرا شود
داغم از کیفیت چشم تو جام مل شود
تا به ایرانم بود قرب جواز ملک هند
عرصه ی جولان من کشمیر تا کابل شود
نورس از جرم خود و روز جزا اندیشه چیست
شامل حال تو لطف صاحب دلدل شود


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.