تا صبحدم به طرف چمن بی نقاب شد
شبنم چراغ انجمن آفتاب شد
تا لاله ی رخش به چمن بی نقاب شد
شبنم نگار شرم گل آفتاب شد
روشندلان زهمدمی هم مکدرند
آخر غبار خاطر آیینه آب شد
پاس نفس تو راست هوادار زندگی
از دم زدن شکسته اساس حباب شد
میگون لبی که در دلم آتش فکنده است
داغم که بی دماغ ز بوی کباب شد
گلی گل شکفت از می گلرنگ تا رسید
برقع گشودنش گل رفع حجاب شد
هر صبحدم به سرکشی خرج و دخل حسن
آیینه روزنامه ی آن آفتاب شد
از یاد زلف و روی تو ای رشک نوبهار
آهم چو شاخ سنبل و اشکم گلاب شد
افتاده عکس خال لبت در پیاله ام
آخر مرا دعای قدح مستجاب شد
تا شد محیط پرتو بدر تو صدر زین
گرداب نور حلقه ی چشم رکاب شد
تا شد غبار خط زبنا گوش او بلند
آیینه خانه ی دل نورس خراب شد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در مهر ماه زهدم و دینم خراب شد
ایمان و کفر من همه رود و شراب شد
زهدم منافقی شد و دینم مشعبدی
تحقیقها نمایش و آبم سراب شد
ایمان و کفر چون می و آب زلال بود
[...]
آوخ که قصر جاه و معالی خراب شد
دلها همه شکسته جگرها کباب شد
آن مصر مملکت که تو دیدی خراب شد
و آن نیل مکرمت که شنیدی سراب شد
سرو سعادت از تف خذلان زگال گشت
و اکنون بر آن زگال جگرها کباب شد
از سیل اشک بر سر طوفان واقعه
[...]
ماه تمام ملک به زیر نقاب شد
آب حیات شرع دریغا سراب شد
سروی ز بوستان معانی فرو شکست
برجی ز آسمان معالی خراب شد
کور و کبود مردمک چشم مردمی
[...]
صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد
صد بحر سلطنت ز تطاول سراب شد
صد برج حرص و بخل به خندق دراوفتاد
صد بخت نیم خواب به کلی به خواب شد
آن شاهراه غیب بر آن قوم بسته بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.