نعمت دندان بود پیرایه بخش خوان مرا
تخته شد دکّان لذت ریخت چون دندان مرا
بس که دارد یاد آن زلف دو پا پیچان مرا
کُنده بر پا میشود زنجیر در زندان مرا
کلک نقاش از شبیهم شاخ سنبل میشود
گر چنین دارد مشوّش طُرهی جانان مرا
بر محیط اشک من گردد حبابی آسمان
گر فشارد آستینی پنجهی مژگان مرا
در چمن دور از گل خود غنچهی هر لالهای
شعله در جان میزند چون آتشین پیکان مرا
آستین بر من فشاند از چیره دستیهای غیر
چاک جیب امروز میبوسد لب دامان مرا
در حبابی چون گشاید شور طوفان بال و پر
نیست جولانگاه همت عالم امکان مرا
خویش را هموار کردم نورس از فیض سخن
مست از دندانهی سین سخن سوهان مرا


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.