کی دهد یک کفه از میزان خبر
مهر بی وزن است کز یک جانب است
آرزو دارم دل بی رغبتی
هر که را دیدم به چیزی راغب است
رزق روزی خواره چون عاشق است
هر چه را مطلوب بینی طالب است
گر چه پیچد بوی ناخوش از دماغ
دیدنی های ضروری واجب است
هیچ عامل از هوایی نگذرد
آن خر دایم به ریش صاحب است
خصم اگر سر پنجه از آهن کند
بازوی ضعف تو نورس غالب است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی ارزش و وزن محبت و آرزو میپردازد و میگوید که محبت واقعی به گونهای است که تنها از یک سو قابل احساس است. او آرزو دارد که دلش بیمیل و رغبت باشد و به خالی بودن دل دیگران اشاره میکند. همچنین به پیچیدگیهای زندگی و اهمیت دیدن مسائلی که برای انسان ضروری هستند، اشاره دارد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که عوامل و موانع زندگی گاه غیرقابل پیشبینیاند و ضعف میتواند به دشمن غلبه کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خامشی از کذب و غیبت واجب است
ابلهست آن کاو بگفتن راغب است
پشت خر دکان و مال و مکسب است
دُر قلبت مایهٔ صد قالب است
چند روزی شد که اکنون غایب است
شوق او بر جان و بر دل غالب است
نه حدیث ما در این روز و شب است
کاین سخن بس معجب و مستغرب است
آن یکی را پاسبانی منصب است
پاسبان جانشان روز و شب است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.