اگر عکسی فتد از لعل ساقی در ایاغ من
به ساقی عرش ساید پایه ی تخت دماغ من
کدامین شاخ گل امشب چراغ مخلصم گردد
که از خورشید شبنم می زند گلهای باغ من
گر از سرو قبا پوش تو افتد سایه ام بر سر
شود از خرمی گل پیرهن چون لاله داغ من
چمن را شاخ گل بی جلوه ات چون نخل ماتم شد
کجا رفتی چرا سر وازدی ای سرو باغ من
به خواب بختم آید گر فروغ شمع رخسارت
مهیا می کند گردون مه مهد فراغ من
شرار شعله اش از رشحه ی کوثر زند ساغر
اگر زان شمع قد روشن شود چشم چراغ من
چو جوهر کرده ام جا در دل پیکان بیدارت
چرا از ناوک نازت نمی گیری سراغ من
مهم از مهر اگر یک صبحدم با من کشد ساغر
صفای نشئه صورت بندد از درد ایاغ من
جواب آن غزل نورس که نادر بی محل گوید
کجا بودی چرا دیر آمدی چشم و چراغ من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مجو ای دل بخور از بهر ترتیب دماغ من
مگر آگه نیی شبهای هجر از درد و داغ من
دلم کز داغ هجران شد سیه منما ره وصلش
که هرگز سوی بستان ره نخواهد بر در زاغ من
به داغ بی کسی ز انسان گرفتارم که گر سوزم
[...]
به هم پیوسته از بس در حریم سینه داغ من
تماشایی ندارد رنگ از گلگشت باغ من
چنان از آفتاب عشق می جوشد دماغ من
که پهلو می زند با چشمه خورشید داغ من
مرا برده است وحشت از جهان آب و گل بیرون
[...]
بهار سوختن بخشیده سامانی به داغ من
که هر سو شعله ای گلدسته می بندد ز باغ من
عجب رسواییی سر در پی گمنامیم دارد
شود هر نقش پا آیینه راه سراغ من
صبا بیگانه بود از رنگ و بوی گلشن هستی
[...]
گذشتی مست با غیر و زدی آتش به داغ من
کجا رفتی بیا ای شبنم گلهای باغ من
به سوی کلبه من پاگذار و خانه روشن کن
پریده رنگ چون پروانه از روی چراغ من
به هر جا می روم بوی کباب آید ز اعضایم
[...]
بههر جا پرتو حسنت برافروزد چراغ من
سیاهی افکند در خانهٔ خورشید داغ من
به بو یی زپن بهارم وا نشد آغوش استغنا
عیار شرمگیرید از تریهای دماغ من
به رنگ نشئهٔ می رفتهام زین انجمن اما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.