گنجور

 
نورس دماوندی

شفق رنگ از حنا سرپنجه آمد گرم دلداری

گل شفتالو از می غنچه ی لب چهره گلناری

دهد هر دم به شمشیر قضا سرمشق خونخواری

به دور وسمه ی ابروی جانان خط زنگاری

نمی دانم چه اعجاز است با جادو نگاه من

دهد در عین مستی نرگس او داد هشیاری

به رنگ لعل پیکانی سرشک از دیده می بارد

تو را ای شاخ رز هر کس که بیند در کمان داری

جدا سازد ز هم تیغ زبان ناصح اجزایم

بیا ای داغ سودا کز تو می آید سپر داری

چه می خواهند این سنگین دلان از جان مشتاقان

نه زور آمد به کار از بی قراری نه زر و زاری

از آن خوانند ساحر نرگس او را که بر زخمم

نگاهش مرهم لطفی شود در عین خونخواری

جدا سازد الهی بند بند از هم جدایی را

بود چون حکم تیغ آبدارش بیشتر جاری

دلم گز گز گریزان است از مقراض مژگانش

ندارد یک سر سوزن وفا معشوق بازاری

به جنگ بوسه امشب می کشم میدان امیدی

به امدادم کند خال لبت یا رب طرفداری

به من بستی جناغ بوسه در دل دادنم بردی

تو را با سادگی بوده است این مقدار پر کاری

چو اشک از دیده نورس لخت دل می بارم از مژگان

مسلم شد به هندوی خط و خالش جگر خواری

 
 
گوهر
فرخی سیستانی

امیرا! تو به هر خوبی و نیکویی سزاواری

ازیرا خوب کرداری چنان چون خوب دیداری

توان گفتن ترا کاندر جهان فردی و بی یاری

به دانایی و بینایی و بیداری و هشیاری

حدیث ملک و کار عالم و شغل جهانداری

[...]

قطران تبریزی

ز بوی باد آزاری ز نقش ابر نیسانی

نه پندارم که با بستان بهشت عدن یاد آری

شده کافور مینائی براغ از صنع یزدانی

شده دینار مرجانی بباغ از فعل داداری

گل و شمشاد دیداری ترنج و نار پنهانی

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
انوری

زهی کلک تو اندر چشم دولت کحل بیداری

به عونش کرده مدتها جهانداران جهانداری

مجیر دولت و دنیا و اندر دیدهٔ دولت

ز رای تست بینایی ز بخت تست بیداری

جهان مهر و کینت وجه ساز نعمت و محنت

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
مجیرالدین بیلقانی

جهان از برف پر کافور قیصوریست پنداری

بیاور باده روشن که شد روی هوا تاری

نه به زین موسمی باشد ز بهر عیش و میخواری

نه سلطان ارسلان دارد نظیری در جهانداری

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مجیرالدین بیلقانی
عطار

تو را تا سر بود برجا کجا داری کله داری

که شمع از بی سری یابد کلاه از نور جباری

سر یک موی سر مفراز و سر در باز و سر بر نه

اگر پیش سر اندازان سزای تن، سری داری

چو بار آمد سر یحیی سرش بر تیرگی ماند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه