تا شد از چشم ترم جیحون خوناب آستین
کرده هر داغ مرا هم چشم گرداب آستین
هر که دست از مهر امشب بر دل گرمم گذاشت
آتش افشان کرد چو گلهای مهتاب آستین
بس که در غفلت ید طولا است هر عضو مرا
می شود بر دیده ی من پرده ی خواب آستین
دارد از چشم ترم بی نوبهار جلوه اش
چون تنور از جوش طوفان عرض سیلاب آستین
تا طلایی پوش گشت آن شاخ رز چون آفتاب
کرده دست انداز شوقم چاه سیماب آستین
بس که خونین قطره ها در تکمه ی لعلش گرفت
می نماید در نظر چون شاخ عناب آستین
نیست خونریزی اگر منظور او نورس چرا
روز و شب مالیده زاهد همچو قصاب آستین



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساسات عمیق و دردناک خود سخن میگوید. او به عشق و جدایی اشاره میکند و به تأثیرات عاطفی این جدایی بر قلبش میپردازد. با نمادهای زیبایی چون جیحون و گلهای مهتاب، شدت احساساتش را به تصویر میکشد و به بغض و غفلت در درون خود اشاره دارد. همچنین، زخمهای عاطفیاش را با تصاویری از خون و زیباییهای طبیعت در هم میآمیزد. در پایان، شاعر از وضعیت خود به عنوان کسی که در چنگال عشق گرفتار است، پرده برمیدارد، با تأکید بر تأثیرات منفی و دردناک آن بر زندگیاش.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.