آنکه محراب دو عالم گوشهی ابروی اوست
در دل هر ذره پنهان آفتاب روی اوست
مهر و مه یک پرتو از شمع تجلی سایهاش
نُه فلک یک پیچ و تاب از حلقه گیسوی اوست
طرفه صحرایی است صحرای سواد معرفت
حیرت نظّاره آنجا شوخی آهوی اوست
پیچ و تاب رشته دارم در هوای گوهری
از رگ اندیشه دل را گر چه راهی سوی اوست
در گلستان شناسایی چرا کج نغمهای
چون گل هر رنگ و رنگ هر گلی را بوی اوست
صفحهام رشک پر طوطی است از حرف خطش
خامهام شاخ گل از وصف بهار روی اوست
صورت معنی است نورس جلوهگر ز آیینهاش
کاسه سر هر که را هم کاسه زانوی اوست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.