عزتم از عرض خواری ساخت دشمن بیشتر
سیلی صرصر چراغم کرده روشن بیشتر
گل ز مژگان ترم جوشد زگلشن بیشتر
دانه دارد خوشه ی آهم ز خرمن بیشتر
چوب نرمی هاست هستی را حصار عافیت
پایدری رنگ را باشد ز روغن بیشتر
ترک سر بر تارک من زد گل نشو و نما
سر بریدن شمع را افروخت گردن بیشتر
بی قلم که صفحه ها پوشند تشریف رقم
دستگاه این آستین دارد ز دامن بیشتر
مانع نور حضور از خلوت دل دیده شد
تیر کی این خانه را گردد ز روزن بیشتر
در وطن روشندلان را نیست رنگ آبرو
خاک بر فرق گهر باشد ز سوزن بیشتر
از تعلق داد آزادی مرا سرگشتی
سنگ می گردد سبک سیر از فلاخن بیشتر
در جهان سوزی است با ظالم چو شد همدم خبیث
باشد آتش را خروج از سنگ و آهن بیشتر
بیشتر گردد پرستاری چو سنگین شد مریض
در جهان زین رو نشیند نقش کودن بیشتر
دانه را افتادگی ها می کند رایت بلند
در سرافرازی علم گردد فروتن بیشتر
نورس افزون از مداوا در دهن گردیده است
زخم بر تن دارم از بالای جوشن بیشتر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از رنجها و آلامی که از سوی دشمنان و شرایط سخت به او میرسد، سخن میگوید و از عزتی که در این درد و مصیبتها نهفته است، یاد میکند. او به تقابل میان بیعدالتی و افتادگی میپردازد و نشان میدهد که چگونه شکستها و سختیها میتوانند باعث رشد و بلوغ فردی شوند. شاعر از تنهایی و گوشهنشینی در وطن و بیتوجهی به روشندلان مینالد و توصیف میکند که چگونه ظلم و ستم میتواند تحولی در وجود انسان به وجود آورد. با بیان این نقیصهها، او بر اهمیت آزادی و پرهیز از تعلقات تأکید دارد و در نهایت، با وجود درد و زخمها، شجاعت و استقامت را پاس میدارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.