زهمت کی مرا شهباز مرغ آرام می گیرد
اگر سیمرغ صیدش نیست کی آرام می گیرد
نه تنها می مکد خورشید تابان تکمه ی جیبش
صفا از سایه ی او صبح صادق وام می گیرد
به زلف از چهره اشکم یار می چیند تماشا کن
که صیادانه اینجا دانه ی من دام می گیرد
طراوت نرگسش دارد نظر از شبنم اشکم
ز شوخی روغن چشم من این بادام می گیرد
زبان معنی بود در شاه بیت لب نکویان را
دل فهمیده عرض بوسه از پیغام می گیرد
بود ممکن که هر لب تشنه سیراب از سراب آمد
اگر از شاهد دنیا حریص کام می گیرد
مکدر هر دم این آیینه را دم سرد می سازد
چو دل شد پخته ی فکر از خیال خام می گیرد
به دست همت دل دامن اقبالش امیدم
اگر آغاز نتواند گرفت انجام می گیرد
چو انگشت است از دست ولایت منطق کلکم
سخنور چون نگین ملک جهان از نام می گیرد
از آن لب ها به یک مطلب کجا قانع شود نورس
زلعلش می رباید بوسه و دشنام می گیرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستوجو و آرزوهای خود اشاره دارد و مفهوم عمیق عشق و Beauty را در کلامش میگنجاند. او به این نکته میپردازد که چگونه زیبایی و هنر در زندگی از جایی ناشناخته منبع میگیرد، و از دنیای دلانگیز عشق و زیبایی غافل نمیماند. تصاویر طبیعی و استعارههای زیبا، احساسات عمیق شاعر را به تصویر میکشند؛ از زلف و چهره محبوب تا ارتباط بین عشق و امید. در این میان، ارزش محبت و پیوندهای عاطفی و چالشی که در مسیر رسیدن به آن وجود دارد، نمودار است. در نهایت، شاعر به محدودیتها و پیچیدگیهای زندگی میپردازد و امکان تحقق آرزوها را بررسی میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به ابرام آن که از دنیاپرستان کام می گیرد
زریگ از چربدستی روغن بادام می گیرد
گلستان می کند نزدیکی معشوق زندان را
به ذوق گنج، قارون زیر خاک آرام می گیرد
به پیغامی از ان لبهای شکربار خرسندم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.