من آن مرغم که باشد چرخ و اختر خط و خال من
پی پرواز همت هر دو عالم شد دوبال من
به معراج خیال قامتش هر گه رود فکرم
فلک چون سبزه ی خوابیده گردد پایمال من
نظر گر جانب آیینه با این وحشت اندازم
دهد چون موج هر دم کوچه جوهر بر مثال من
نشد سر پنجه ی فطرت حریف زور بازویم
نبست آیینه ی ادراک هم نقش خیال من
حنا بر پنجه ی خورشید مژگان ترم بندد
دهد تشریف سر تا پا فلک را اشک آل من
به کف بند نقابش صد بیابان ره به او دادم
به آن گل پیرهن چون بوی گل باشد وصال من
به خون عالمی کردی نگارین دست و خنجر را
توانی کرد ای بیداد گر رحمی به حال من
گل مطلب در آغوش تمنای دلم باشد
جواب خویش را در آستین دارد سوال من
گل خورشید می جوشد ز داغ لاله اش نورس
به گلشن گر بیفتد سایه ی نازک نهال من


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.