ناقصی با من نفس از نکته سنجیدن زند
لاف هم چشمی به دریا چشمه ی سوزن زند
از قصور فهم می سازد فروغش بیشتر
برچراغ لعل بد گوهر اگر دامن زند
خصم چون بیند به کف مُهر طلای بیغشم
چون نگین چپ بسته با من سکه بر آهن زند
گرمی هنگامه ی من پرده سوز افتاده است
هر که دارد پاس عرض خویش اینجا تن زند
در مصافم خصم بی سرمایه عاجز مانده است
زخم را خود می خورد شمشیر اگر بر من زند
عالم معنی است در زیر نگین لفظ من
مُهر باید معاند بر لب گفتن زند
از کدورت هر که با صافی دلان زد بر جلا
سیلی زنگار بر آیینه ی روشن زند
آنکه اول خوشه چینی بود از صحرای ما
این زمان چون گاو شاخ جهل بر خرمن زند
هر که از حق چشم پوشد نورس از سنگین دلی
تیشه ی جرات به نخل وادی ایمن زند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بررسی چگونگی نفوذ و تأثیر کلمات و مفاهیم در روح و دل انسانها میپردازد. شاعر بر این باور است که ناتوانی و بسنده کردن به ظواهر، به فهم عمیق و واقعی نمیانجامد و تنها عمیقترین درک و فهم میتواند انسان را از زشتیها و کدورتها دور کند. او همچنین به مقابله با دشمنان و حریفان اشاره میکند که در برابر تابش نور حقیقت و خلوص، عاجز مانده و خود را در تنگنای ناکامی میبینند. شعر در نهایت تأکید میکند که دل صاف و نیت خالص میتواند زنگارهای دنیوی را پاک کرده و منجر به نزدیکی به حقیقت شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.