زلف مشکین عقده اش هم دام دل هم دانه است
چشم خوش کیفیتش هم باده هم پیمانه است
هم ز داد او توانگر هم زبیدادش خراب
این دل صد چاک هم گنج است و هم ویرانه است
غفلت و آگاهی اینجا باده ی یک ساغرند
خلوت تنگ دلم هم کعبه هم بتخانه است
چون رم و آمیزش نظاره اش با چشم مست
یادش از شوخی به دل هم خویش و هم پیکانه است
بس که از گرد هوس پاک است و صد چاک از جفاست
دل به دست یار هم آیینه و هم شانه است
تا برافروزد شود چون برق گرم اضطراب
دل به بزم و صل هم شمع است و هم پروانه است
غفلت و اسباب غفلت مستی یک باده اند
اعتبارات جهان هم خواب و هم افسانه است
هر که نورس این غزل را می کند فکر جواب
می توانم گفت هم فرزانه هم دیوانه است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دین ماروی و جمال و طلعت شاهانه است
کفر ما آن زلف تار و ابروی ترکانه است
از جمال خد و خالش عقل ما دیوانه است
و از شراب عشق او هر دو جهان میخانه است
روح ما خود آن بتست و قلب ما بتخانه است
[...]
مست شد صوفی و جنگش بر سر پیمانه است
خانقه بر هم زد اکنون نوبت میخانه است
ساقیا می ده که جنت مستی و دیوانگی است
دوزخی دارد کسی کو عاقل و فرزانه است
خودپرستان جهان آرایشی دارند و بس
[...]
سیل در اقلیم ما پیرایه بند خانه است
رخنه مانند قفس آرایش کاشانه است
کام دنیا را برای اهل دنیا واگذار
جغد را ارزانی آن گنجی که در ویرانه است
بر دَر و بامِ دلم ، غم بر سرِ هم ریخته است
[...]
بحث با جاهل ، نه کارِ مردمِ فرزانه است
هر که با اطفال می گردد طرف دیوانه است
از شجاعت نیست با نامرد گردیدن طرف
روی گردانیدن اینجا حمله مردانه است
از نگاه خیره چشمان پردگی گشته است حسن
[...]
چون نگرید شیشه از کمر عمری همصحبتان؟
چشم تا برهم زند، جان بر لب پیمانه است
جرات از اهل جنون خیزد، نه از ارباب عقل
می رمد صد عاقل از جایی که یک دیوانه است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.