فاش راز عشق شد از اشک گلگون در لباس
آستین از موج خوناب است جیحون درلباس
گشت بی لنگر زمین از دل طپیدن های ما
از حریر موج اشک ما است گردون در لباس
لفظ چون پیراهن فانوس می باید لطیف
تا شود بی پرده نور شمع مضمون در لباس
نیست جز عریان تنی پیرایه ی اهل جنون
لیلی از پرده بیرون است مجنون در لباس
خلعت فخریه می زیبد بر ارباب سخن
عامل تقطیع شد اندام موزون در لباس
عرض دارایی ز بس رنگین خود آرایان دهند
خویش را دانسته هر دونی فریدون در لباس
از پی آوازه چون ابر شهین آری به جنگ
می کنی هر تار آن را تار قانون در لباس
بهر دیناری ز خودکامی چون خون ها می خوری
می کنی هر دم برای درهمی خون در لباس
همچو نورس پنبه دار کس نپوشد فطرتم
کی ز هر دونی توان گردید ممنون در لباس



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به راز عشق و احساسات عمیق ناشی از آن میپردازد. او با بیان اشک و خون، از درد و رنج عشق سخن میگوید و توصیفاتی درباره وضعیت درونی خود و دیگران ارائه میدهد. همچنین به ضرورت لطافت و شکنندگی کلمات در بیان احساسات اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که واقعیات عمیق انسانی در زیر ظواهر پنهان شدهاند. شاعر از زوال و تقطیع زیباییها در دنیای پر از خودخواهی و دورویی نام میبرد و در نهایت، به برهنگی و حقیقت وجود انسانها اشاره میکند که نمیتوانند از ماهیت واقعی خود فرار کنند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.