خال لب تو شاهد داغ دل من است
داغ محبت تو چراغ دل من است
از بس که محو بادهی لعل تو گشته است
خطّ لب تو خطّ ایاغ دل من است
خون گرمی ای که از دم تیغ تو دیدهام
خورشید حشر پنبهی داغ دل من است
با یار زلف حور بود موج اشک و آه
بی او نظاره موی دماغ دل من است
تعلیقهی نیاز بود خطّ سبز یار
از قید زلف وقت فراغ دل من است
خورشید داغ لالهی گلزار حسن اوست
انجم سواد شبنم باغ دل من است
چون رشتهای که بیگهرش تاب میرود
آشفته زلف او به سراغ دل من است
بی درد باختی که فراموش کردهای
شرط محبتی که به باغ دل من است
نورس چرا به دست و لب من نمیرسد
سیب ذقن که میوهی باغ دل من است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، احساسات عمیق خود را نسبت به معشوقش بیان میکند. او به نشانههای عشق و دلتنگی اشاره میکند و داغ محبت را که ناشی از زیباییهای یار است، به روشنی توصیف میکند. احساساتی چون اشک و آه در غیاب یار، و نیز نیازمندی به حضور او، به تصویر کشیده میشود. شاعر همچنین به تمثیلهایی از نور و رنگ برای بیان زیباییهای معشوق و اثرات آن بر دلش بهره میبرد و در نهایت، زنده بودن عشق و درد دوری را در کلامش احساس میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.