نقش است چون خط یار بر روی کار آید
عیش دگر توان کرد چون نوبهار آید
مد رسایی آه از خشم سرمه سای است
ز آنرو ستاره اشک دنباله دار آید
چو موج ناله دارد از بس به داغ پیوند
آهم زهند دوری طاووس وار آید
هر ذره ای ز خاکم پروانه ساز گردد
یک شب چو شمع یارم گر بر مزار آید
در بر چه می خرامد بهتر که بر در آید
در دل برم کند سیر تا از شکار آید
مجموعه ی نیاز است صندوق سر ناز است
پاس دلم نگه دار شاید به کار آید
سمبوسه ای ز لب داد تیغ نگاهش آخر
حلوا نفیس پختن از ذوالفقار آید
معدود کس نگردد جنسی که شد فراوان
ما را لطایف فکر کی در شمار آید
یا رب تو روزی ام کن شب ها وصال جانان
عمر دوباره ی ماست شب گرد و بار آید
گردند اهل معنی غرق محیط گوهر
یک دم سفینه ی ما گر در کنار آید
چو نخلبند تمکین کردی زنار هر بار
نخل مراد نورس تا کی به بار آید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.