گنجور

 
نورس دماوندی

در چمن جلوه سرو قامت دلجو دهد

شاخ گل ها را ز جا رفتن چو شبنم رو دهد

گر مرا چون زلف یک شب جای در پهلو دهد

بر قفا افتاد نی دل یاد آن گیسو دهد

حسن مطلع بیشتر ناخن به دلها می زند

شوخی مژگان جواب جنبش ابرو دهد

می دهد در عین خونریزی حیات تازه ام

دارد اعجاز از نگاه آن نرگس جادو دهد

نقطه ی ایجاد خط پرگار دایم کرده است

خال سیب آن ذقن پهلو به شفتالو دهد

گر چه از تاب کمر دل موشکافی می کند

سر خطر اندیشه ناز گوشه ی ابرو دهد

چهره ی شوخی گشاید خانه ی تصویر ناز

چشم خوش دنباله اش یاد از رم آهو دهد

از لطافت همچو جان جانان نیاید در نظر

عاشقم پیراهن تن را که بوی او دهد

از بتان دلجویی عاشق به مویی بسته است

چون خط امید مرا تاب کمر پهلو دهد

خانه در کف شاخ ریحان است از حرف

یاد رخسارش گل اندیشه ام را بو دهد

نورس از فرهاد دستی کلک شیرین کار ما

بیستون را گوش مال از قوت بازو دهد