گنجور

 
نورس دماوندی

به اقبال جنون آرام من سیماب می گردد

سرم از جوش سودا چون سر گرداب می گردد

خیال عارضش تا شمع فانوس دلم باشد

ز دود آه در ویرانه ام مهتاب می گردد

هجوم غم سرشکم را زطوفان باز می دارد

غبار خاطرم سدّره سیلاب می گردد

چنان آغشته ی خون حرفم آید بر لب از تیغش

که چون زخم از حدیث من روان خوناب می گردد

حدیثی از لب لعل تو با مرغ چمن گفتم

ز شبنم در دهان غنچه ی گل آب می گردد

چنان سرگشته دارد گردش چشمی مرا نورس

که از نامم نگین چون حلقه ی گرداب می گردد

 
 
گوهر
امیرخسرو دهلوی

به چشمم تا خیال لعل آن قصاب می‌گردد

دمادم در اشک من به خون ناب می‌گردد

دمادم سجده می‌آرم من بیدل به هر ساعت

خیال طاق ابروی توام محراب می‌گردد

همی‌گردد خیال رویت اندر خانه چشمم

[...]

صائب

دل سنگ از شکست دانه من آب می‌گردد

ز عاجزنالی من آسیا گرداب می‌گردد

زبال افشانی پروانه می‌ریزم ز یکدیگر

سرشک شمع در ویرانه‌ام سیلاب می‌گردد

زلال جویبار تیغ او خاصیتی دارد

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
فیاض لاهیجی

ز اشک گرم من آتش کباب می‌گردد

چه آتشی است که در دیده آب می‌گردد

نگاه نرگس مست که در کمین منست؟

که صبر در دل من اضطراب می‌گردد

خراب میکدة عشوه‌ای شوم کانجا

[...]

واعظ قزوینی

اگر بیند بخوابم، نرگسش بی‌خواب می‌گردد

اگر با زلف گویم حال دل، بی‌تاب می‌گردد

سیدای نسفی

فلک از ناله شبهای من بی تاب می گردد

زمین از بی قراری های من سیماب می گردد

اگر شیخ از ته دل در رکوع حق شود قایم

قد خم گشته او حلقه محراب می گردد

به زیر آسمان از تنگدستی خانه یی دارم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه