به گلشن حرفی از بالای آن گل پیرهن گفتم
ز خجلت سرو موزون آب شد تا من سخن گفتم
گلاب افشان زخجلت غنچه چون منقار بلبل شد
حدیثی از لب لعلش چو با مرغ چمن گفتم
زبان شعله امشب در پر پروانه پیچیدم
چو شرح سوز دل گریان به شمع انجمن گفتم
نمیخواهد عزیز خویش را تنها کسی جایی
خیال من غریب افتاداز آن ترک وطن گفتم
زبان را دم به دم لبهای من معروض می گردد
چو شمع آن آتشین رخساره را گر سیم تن گفتم
مزن چین بر جبین گر مصحف حسن غلط خواندم
خطا کردم خط و خال تو را مشک ختن گفتم
اگر در حسن صورت غیرت غلمان فردوسی
به معنی ذو فنونی زان منت از اهل فن گفتم
نواسنج مقام پرده ی شرمم نکویان را
به آهنگ حسینی هر چه من گفتم حسن گفتم
به حرف بوسه خاطر خواه نورس لب زهم بگشا
بود نقش نگین هر خاطری را آنچه من گفتم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.