یه یک ساغر ای ساقی مست من
مرا وارهان یک دم از دست من
کشد می ز پیمانه ی نرگست
نظر کن به امید سرمست من
ز آب بقا کرد خط شد بلند
چه رو داده از طالع پست من
به پیش دل از خبرگی های شوق
شکایت کند شرش از دست من
ز دام بلا نیستم شانه گیر
که زنجیر زلفش بود بست من
سراسر ادا معنی اش بر مدار
به یک دست اشعار یک دست من
بتان صید فکرند نورس مرا
چو ماهی بود ماه در شست من


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.