آتش آلود می شرم گداز آمده ای
نازمت گرم در آغوش نیاز آمده ای
شعله ور ز اتش می جامه ی موجی در بر
همچو چاک دل من سینه ی باز آمده ای
چون سخن شوخی و تمکین به هم آمیخته ای
چون نگه بی سخن و نکته طراز آمده ای
در پری خانه ی بی رنگ حیا از شوخی
چون پریزاد نگه شعبده باز آمدی
بر هم سینه ی صد چاکی و چون ترک نگاه
دست بر قائمه ی خنجر ناز آمده ای
آمدی بی خبر و لشکر ناز از دنبال
از ره مهر و وفا عربده ساز آمده ای
فرصتت باد که در دایره اهل نیاز
خانه پرداز تر از جلوه ی ناز آمده ای
مست و بی مانع و آیان و شلا بین حرکات
مدعا پرور و امید نواز آمده ای
نقد صبر و دل ودین باخته چون نورس ما
در بساطش چه توان یافت که باز آمده ای


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.