بر گل زخم دلم چون غنچه خندیدن نداشت
تیغ خواباندن به جا چون گل به خود چیدن نداشت
روی لطف از آشنای مهر تابیدن نداشت
چون تویی منظور جان بر دل نچسبیدن نداشت
داشتم زان نرگس فتّان نگاهی چشم داشت
از تمنای دل من چشمپوشیدن نداشت
صد نمکدان در بغل هر قطرهی خوناب داشت
سنگدل بر روی چاک سینه خندیدن نداشت
غنچه کردنها لب مژگان ز شوخی پیشکش
دامن نظّاره را از ناز برچیدن نداشت
ای که خود را میشماری در دغل بازی فرید
بد قماری تا به این دستور ورزیدن نداشت
بازگشتن شرط راه است از طریق رهزنی
از ره همراهی ما باز گردیدن نداشت
چون نگاهت نقش پا ننشسته برگشتی ز راه
این بساط مردمی ناچیده بر چیدن نداشت
باید اندیشید چون فریاد خیزد از کمان
ناله ما گوشهگیران هیچ بشنیدن نداشت
مگذر از حق این قَدَر از حق چرا باید گذشت
راه حق همچون کف دست است لغزیدن نداشت
شرط میبندم به سر گر قصد دل فهمیدهای
مطلب سربستهی نورس نفهمیدن نداشت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای ستمگر از نگاه دور رنجیدن نداشت
این گناه سهل، بر انگشت پیچیدن نداشت
شکوه ننوشتن مکتوب را طی می کنیم
نامه ما ای فرامشکار نشنیدن نداشت
از برای کشتن من کم نبود اسباب قتل
[...]
غنچه بی لعلت به گلشن برگ خندیدن نداشت
برگ گل چون ناخن تصویر بالیدن نداشت
نامهی اغیار گرداگرد نی در کار داشت
در بغل چون زلف بیتابانه پیچیدن نداشت
شمع من خندان نشستن پیشکش در بزم غیر
[...]
از ره عیش و نشاط، ای چرخ گردیدن نداشت
در زمان ما بساط خویش برچیدن نداشت
دوش بر شوخی نگاه حیرتم افتاده است
کز نزاکت جسم او را همچو جان دیدن نداشت
در چمن جز ریختن خون صراحی را به جام
[...]
خواست کز ما رنجد و تقریب رنجیدن نداشت
جرم غیر از دوست پرسیدم و پرسیدن نداشت
آمد و از تنگی جا جبهه پرچین کرد و رفت
بر خود از ذوق قدوم دوست بالیدن نداشت
شد فگار از نازکی چندان که رفتارش نماند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.