گنجور

 
نورس دماوندی

زسودای محبت هر زیانی سود می گردد

نگردد هر که مقبول غمش مردود می گردد

مگر دل می کند یاد لب لعل می آلودش

که موج آب حیوان آتشم را دود می گردد

نمی دانم چه با دل کرد اکسیر تمنایش

که جان را عقده ی غم گوهر مقصود می گردد

مگر سر رشته ای دارد دلم از یاد گیسویی

که آهم در جگر امشب شمیم عود می گردد

نماید سبزه ی خود رو دو بالا حسن گلش را

کجا آیینه اش از خط غبار آلود می گردد

دهم جان گر زسودای غمش جان دگر یابم

خیالش همچو جان در جسم غم فرسود می گردد

اگر آه جهان سوزم به دریا سایه اندازد

به چشم اول صدف را آب گوهر دود می گردد

حیات خضرم از تنگ شکر خند دهان دادی

زمعدودم تو عمر جاودان موجود می گردد

چو گیرد ناله ی رنگین او موج از دل خونین

به رنگ برگ گل افلاک خون آلود می گردد

نیاز من ایاز خاص سلطان جمالت شد

ز اخلاص تو نورس عاقبت محمود می گردد

 
 
گوهر
امیرخسرو دهلوی

هنوزت ناز گرد چشم خواب‌آلود می‌گردد

هنوز از تو شکیب عاشقان نابود می‌گردد

چرا دیوانگی نارد مرا در گرد کوی او؟

که در هر گوشه چندین جان ناخشنود می‌گردد

به صد جان بنده‌ام آن غمزه را با آنکه می‌دانم

[...]

ابن حسام خوسفی

خط مشکین که بر گرد رخت چون عود می‌گردد

بدان ماند که در بالای آتش دود می‌گردد

ز تاب مهر تابان جمالت پرتوی دارد

شب این مشعل که بر ایوان دود اندود می‌گردد

صباگویی که از چین سر زلف تو می‌آید

[...]

میلی

نداری غم،‌ دلم گر از تو ناخشنود می‌گردد

ز بس کز ناامیدیها تسلّی زود می‌گردد

چنان در جنگ داد بی‌وفایی داد آن بدخو

که نام آشتی نشنیده شرم‌آلود می‌گردد

به راه انتظارش هر دم از بی‌اعتمادیها

[...]

نظیری نیشابوری

هوس پروانه است اما به گرد دود می‌گردد

نظر خوبست اما دل غبارآلود می‌گردد

ز کاوش‌های مژگان تو پرخون دیده‌ای دارم

که گر شویم به آب بحر خون‌آلود می‌گردد

دلم را کرده ذوقت خوش دگر نگذارم از دستش

[...]

عرفی

دلم در عاشقی با زخم زهر آلود می گردد

که از دنبال درد آوارهٔ بهبود می گردد

به مرهم کلفتی نو می شود، هر گه که می بینم

که داغ سینهٔ پروانه آتش سود می گردد

ز طالع تا قیامت برگ غم دارم ، ولی داغم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه