ز آهنگ مخالف تا چونی پر شور شد گوشم
لبالب از فغان چون کاسه ی طنبور شد گوشم
نمی دانم چه ها از رخنه بادل کرد تاثیرش
که از نیش زبان ها خانه ی زنبور شد گوشم
ز بس حرف خنک افسرده دارد مغز جانم را
ز دم سردان عالم حقه کافور شد گوشم
شنیدم از دُر گوشت حدیثی دوش در محفل
که چون صبح بناگوش تو محور نو شد گوشم
نوید نشاه ی نورس مرا از فکر صایب بود
که از خمیازه ی عاجز چون لب مخمور شد گوشم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.