ز آهنگ مخالف تا چو نی پرشور شد گوشم
لبالب از فغان چون کاسهٔ طنبور شد گوشم
نمیدانم چهها از رخنه با دل کرد تاثیرش
که از نیش زبانها خانهٔ زنبور شد گوشم
ز بس حرف خنک افسرده دارد مغز جانم را
ز دمسردان عالم حقهٔ کافور شد گوشم
شنیدم از دُر گوشت حدیثی دوش در محفل
که چون صبح بناگوش تو محو نور شد گوشم
نوید نشئهٔ نورس مرا از فکر صائب بود
که از خمیازه عاجز چون لب مخمور شد گوشم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأثیرات عمیق صداها و کلمات بر روح و جان خود میپردازد. او از آهنگی مخالف که موجب شور و شعف در او شده، سخن میگوید و احساس میکند که گوشش به شدت تحت تأثیر فغانها و نغمههایی که میشنود، قرار گرفته است. با اشاره به گوشش به عنوان کاسه طنبور، به نوعی از تاثیرات منفی و افکار نگران کننده اشاره میکند که از زبان دیگران ناشی میشود. همچنین، او به روشنایی و روشنی که از یک حدیث شنیده به عنوان نیرویی مثبت یاد میکند و حس و حال عجیبی را که این کلمات در او به وجود آورده، توصیف میکند. در نهایت، اثر این احساسات به نوعی با مسخشدگی شبیه میشود که به حالتی شبیه مستی منجر شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به حرفی از لب میگون خود بشکن خمارم را
که از خمیازه عاجز چون لب مخمور شد گوشم
همین شعر » بیت ۵
نوید نشاه ی نورس مرا از فکر صایب بود
که از خمیازه ی عاجز چون لب مخمور شد گوشم
ز پند ناصحان بی نمک پرشور شد گوشم
ازین بیهوده گویان خانه زنبور شد گوشم
شنیدم پوچ چندان زین سبک مغزان بی حاصل
که پوچ از مغز همچون کاسه طنبور شد گوشم
من و هنگامه بیهوده گفتاران معاذالله
[...]
ز آواز خوش آن غنچه لب، تا دور شد گوشم
به خون آغشته تر از پنبه ناسور شد گوشم
چه سان با اختلاط این منافق پیشگان سازم؟
که از ساز مخالف کاسه طنبور شد گوشم
ندارم چاره چون با ابلهان جز مستمع بودن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.