درد و داغ عشق با اجزای ما آمیختند
با کف خاکی نمی دانی چه هاآمیختند
رنگ ویرانی کند گل از گل تعمیر ما
با بهار ما خزان را چون حنا آمیختند
یار با این دور گردی در دل بیمار ماست
درد بی زنهار ما رابا دوا آمیختند
تلخ گویی های هر شیرین دهانی شاهدی است
نوش را با نیش این عبرت سرا آمیختند
حسن می بالد ز جانم عشق می نازد به دل
تا به آب و گل مرا مهر و وفا آمیختند
غنچه می خواهد گل زخم نمایان مرا
بس که با مرگ گلش رنگ حیا آمیختند
از رگ ما نیشتر عرض تجلی می کند
تا خیال طلعتش با خون ما آمیختند
تا پریزاد خیالش را مصور ساختند
شوخی اندیشه با لطف ادا آمیختند
این جواب آن غزل نورس که گوید محتشم
یک جهان شوخی به یک عالم حیا آمیختند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ درد و رنج عشق و تأثیر آن بر وجود انسان است. عشق با وجود شرایط سخت و تلخیها در دل انسان ریشه دوانده و با دردهایش پیوند خورده است. شاعر به تضاد شادی و غم اشاره میکند و میگوید که تلخی احساسات نیز بخشی از تجربهٔ عشق است. او همچنین به زیبایی و لطافت عشق اشاره میکند و نشان میدهد که عشق و وفا با وجود تلخیها در زندگی جاودانهاند. در نهایت، شاعر به تأثیر عمیق عشق بر روح و جسم انسان تأکید میکند و به نوعی همزیستی این احساسات را با یکدیگر درمیآمیزد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.