پیچم چو نامهٔ غم دل باز میکنم
بالم چو در هوای تو پرواز میکنم
حیرت چو از حضور تو باز آورد مرا
خود را ز جستوجوی تو آواز میکنم
راز غم تو فاش به صد آب و تاب کرد
پرخون دهان دیدهٔ غماز میکنم
تا قلب خود ز مهر تو کردم طلای محض
بر خویشتن چو چشم بتان ناز میکنم
بیعاقبت ز یمن عطای تو نیستم
انجام کار کار تو آغاز میکنم
مالکرقاب کشور توفیق گشتهام
مهری به ناز حوصلهٔ راز میکنم
روحانیان به نالهای از هوش میروند
دل دل چو ارغنون غمش ساز میکنم
چون جلوهگاهش از دل پردرد دیدهام
هر دم به آه آینه پرداز میکنم
نورس چو غنچه حافظهام جوش گل زند
هرگه که یاد بلبل شیراز میکنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روزی که چشم بر رخ او باز می کنم
برخود زیاده از همه کس ناز می کنم
منظور من سبک ز سرخود گذشتن است
چون پسته لب به خنده اگر باز می کنم
آن حسن بی مثال ندارد مثال و من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.